خرید بک لینک

 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست /بی وضو در کوچه یای نشست

گفت یارب از چه خوارم کردهای /برصلیب عشق  دارم کردهای

خسته از این عشق دخونم نکن/من که مجنونم تومجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم /این تو لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه یلایت منم /از همه پنهان پیدایت منم

سالها باجور لیلی ساختی/من کنارت بودم ونشناختی

 

برچسب: نویسنده: بنده خدا تاريخ: شنبه 10 مرداد 1394 ساعت: 20:24

صفحه بندی